گوشه ی پارک، نزدیک بزرگراه سعیدی یه دیوار به شکل L با ارتفاع تقریبا 1.5 متر هستش. همون دو تا دیوار نقش چهاردیواری یه خانواده رو داره. کنارشون هم شهرداری یه نمازخونه جاده ای با کلی خرج ساخته که تا حالا ندیدم کسی بره داخلش. یه تیکه موکت و چند تا پتو هم کل اثاثیه خونه شونه. یه زن نسبتا پیر ، یه پسر جوون و یه دختر بچه 6 یا 7 ساله هم اعضای این خانواده رو تشکیل میده.
تقریبا یه هفته ای هست که اونجا ساکن شدن. علتش رو نمیدونم. جراتش رو هم نداشتم برم بپرسم(شرم یا هر چیز دیگه). بچه های دیگه با مادراشون میومدن پارک بازی کنن که این دختره فقط نگاشون میکرد، از جلوی در خونه شون. یا از توی خونه شون. دستم میلرزه وقتی در مورد این بچه معصوم مینویسم.
هوا سرد بود و هواشناسی هر روز بارون و برف پیش بینی میکرد و من فقط دعا که خدا نکنه بارون بیاد. به هر حال سرمای خشک بهتر از سرمای خیسه. دیروز صبح که دوباره از اونجا رد شدم دیدم اون دختر بچه بینشون نیست. برای اینکه مطمئن بشم یه ساعتی اون اطراف چرخ زدم. احتمالا یکی دلش به رحم اومده و دختره رو برده خونه شون تا حداقل تنش از سرما حفظ بشه.
امروز صبح که بیدار شدم و دیدم زمین خیسه(اینجا فقط بارون اومده) ابرای همین آسمون مثل آوار رو سرم خراب شد. فقط لباس پوشیدمو رفتم سمت همون پارک. رفتم که نه، تقریبا دوییدم به طرفشون.
نگران نباشید، چون اونجا نبودن. اما نمیدونم کجا، بلاخره هر جایی که باشن از اونجا بهتره. خونه ی فامیل یا خوابگاه شهرداری و ... .
ببخشید منو که باعث شدم ناراحت بشید(شدید؟!). اما خواهشا یه کم به هم رحم داشته باشیم. اگه همچین صحنه هایی دیدید مثل من به راحتی از کنارش رد نشید. اگه امشب یه معتاد دیدید که جای خواب نداره یه گوشه از... از... از حتی پارکینگ خونه تون رو بدید تا شبو بخوابه.
۴ نظر:
وقتی اولین برف زمستانی آمد، کام همشهریان من در ارومیه تلخ شد. آنها که دریاچه شان می خشکد و فقط چشم به آسمان دارند، باید تاوان پس بدهند. شاید وزیر راه قانع شود که وضع خیلی هم خوب نیست.
http://mohammadbb.blogspot.com/2011/01/blog-post_3070.html
adreso daghigh bedin shayad kasi bekhad komak koneh
مرده شور وزیر راه واین دولت کندیده نا کارامد رو ببرن
آدرسو که گفتم کنار اتوبان آیت الله سعیدی، پارک بدر.
اما دیگه نیستن اونجا
ارسال یک نظر