۱۳۸۸ آذر ۱۹, پنجشنبه

گزارش اتفاقات روز 16 آذر در علوم و تحقيقات تهران

متاسفانه خبرهاي اعتراضات بيشتر دانشگاههاي ايران در روز 16آذر تحت الشعاع چند دانشگاه معروف تهران قرار گرفت. مساله اينجاست كه اعتراضات در دانشگاههايي مثل نجف آباد و شهركرد و خيلي بيشتر از دانشگاههاي بيشتر سياسي ايران است.

مثلا در دانشگاه علوم و تحقيقات تهران(جايي كه من تحصيل ميكنم) اتفاقات جالب و قابل توجه اي افتاد كه بهش اصلا پرداخته نشد. مثلا اين كه شرايط دانشگاه در ماههاي گذشته به شدت امنيتي شده بود، به طور مثال حدود يك ماه پيش وقتي دانشجويان دانشكده مواد قصد تجمعي صنفي مقابل دانشكده خودشان را داشتند با برخورد شديد لباس شخصي هايي از طرف حراست دانشگاه قرار گرفته و تذكرات مكرري از حراست از جمله به رئيس انجمن علمي اين دانشكده داده شد. سعي ميكنم خلاصه اي از اين روز تاريخي در علوم و تحقيقات تهران، شمال غربي ترين دانشگاه تهران رو براتون بنويسم.

از شب قبل از 16آذر در فيس بوك و توييتر دانشگاه قرار تجمع اعتراض آميز در حيات اصلي دانشگاه راس ساعت 12 گذاشته بود. صبح 16آذر حراست دانشگاه درخواست كمك از بسيج كرده بودند و بسيج هم با كمك گرفتن از نفرات سپاه، براي سركوب آماده بود. اما اتفاقات دانشگاه تهران باعث شد تا سپاهي هايي كه براي سركوب آمده بودند دانشگاه را ترك كنند.

تجمع از دقايقي قبل از زمان مقرر شروع شد. در ابتدا حراست و بسيج با حضور خشن خود سعي در ممانعت از اعتراض را داشتند. اما با مقاومت دانشجويان و افزايش تعداد معترضان و نهايتا با حضور فائزه هاشمي، جمعيت با قدرت بيشتري به شعارهايش ادامه داد. به طوري كه تا ساعت يك و پيوستن دانشجويان فني، مواد و فيزيك تعداد دانشجويان معترش به بيش از 4 هزار نفر رسيد. لازم به ذكر است كه فائزه هاشمي از دانشجويان مقطع دكترا در علبوم و تحقيقات است.

وقتي يكي از بسيجيان دانشگاه در حال فيمبرداري با دوربين ديجيتال بود، دانشجويان دوربين او را گرفتند و بعد از شكستن و خارج كردن رم دوربين را خرد كردند. دقايقي بعد هم پول خرد ها را جلوي پاي حراست ريختند و به فيلمبرداري كه از بالاي ساختمان علوم انساني فيلمبرداري ميكردند پول نشان داده و شعار"مزدور چقدر گرفتي دوربين به دست گرفتي؟" دادند. شخص فيلمبردار، سليماني از مسئولان دفتر فرهنگ اسلامي علوم انساني بود.

سپس دانشجويان بنر هفته بسيج روي ديوار را پاره كرده و شعار "برادر بسيجي چرا برادر كشي" را سر دادند. بعد از آن قصد تعطيلي دفتر بسيج را داشتند كه به سمت ورودي ساختمان رفتند. اما حراست علوم انساني دربها را بستند. و دانشجويان در صحن ساختمان شروع به شعار عليه بسيج و سپاه كردند كه با استقبال و علامت V اساتيد مواجه شدند.

بعد از آن جلوي درب دانشكده علوم پايه براي شهيد ناصر اميرنژاد(از شهداي دانشگاه علوم و تحقيقات) فاتحه خوانده و به سمت ميدان دانش(ميدان ساعت) حركت كردند. نام ميدان دانش را به ميدان شهيد ناصر اميرنژاد تغيير دادند و با شعارهايي برعليه خامنه اي مثل:"توپ تانك فشفشه، خامنه اي دقت كن!" به سمت خيابان رفتند.

بعد از ميدان دانشگاه با استقبال مردم در خانه ها و پيوستن آنها و بوق هاي اتومبيلها مواجه شدند. سراسر خيابان سيمون بوليوار را با شعارهاي تند برعليه كودتا و رهبر كودتايي را طي كردند. نزديك چهار ديواري بودند كه پليس با شليك گاز اشك آور و ضربات باتوم به دانشجويان حمله كرد. اما بيشتر دانشجويان به سمت چهارديواري و اشرفي اصفهاني رفته و در آنجا به شعار دادن پرداختند.

تنها مشكل، دوري اين دانشگاه از ميدان پونك بود، چون اگر دانشجويان و مردم معترض به ميدان پونك ميرسيدند به دليل شلوغي ميدان پونك و مردم سبز آن منطقه امكان برخورد نبود.

۱۳۸۸ تیر ۲۷, شنبه

حاجي عصباني:‌ "يه سوال پرسيدم چرا اينطوري جواب ميدي؟ فرمانده تو صدا كن ببينم!"

جمعه تو خيابان شرقي دانشگاه تهران جمعيت زيادي جمع شده بودن. موقع سخنراني تقوي، مردم بيشتر شعار ميدادند و كاري با تقوي نداشتن. نزديكي جايي كه من ايستاده بودم آخوندي نشسته بود و منتظر بود نماز شروع بشه. به حركاتش دقت ميكردم. عصباني بود و زير لب نميدونم ذكر ميگفت يا فحش ميداد. وقتي شعار ميدادن "مجتبي بميري، رهبري رو نبيني" يا "بسه ديگه دروغ گو، اكبر هاشمي كو؟(خطاب به تقوي)"، به نشانه تاسف سري تكون ميداد و زير لب چيزهايي ميگفت.

تا اينكه موقع خطبه اول هاشمي شد و موسويون نشستند و آروم و بي صدا مشغول گوش دادن حرفهاي هاشمي شدن. همه تو سكوت داشتن گوش ميدادند كه يكي از برادران مخ لس بسيجي(يكي از لش ها) گاز اشك آوري انداخت و ... . وقتي گاز به ما رسيد و چشم حاج آقا هم شروع به سوزش كرد، اكثرا بلند شده بودن و داشتن از اونجا دور ميشدن. حاجي هم بلند شد و خودشو به يكي از آتيشها رسوند تا سوزشش چشمهاش كمتر بشه. من هم همونجا بودم ، بهش گفتم حاجي الان براي چي گاز انداختن؟ خودت كه ديدي همه داشتن خطبه ها رو گوش ميكردن. قبول ميكني اگه بگم اينها خودشون دنبال اغتشاش و درگيري اند؟ گفت نه پسر، اينطور هم نيست، حتما اشتباهي گاز انداختن يا از دستشون در رفته!!!

خلاصه قرار شد براي اثبات به من و اطرافيان بريم پيش بسيجيها تا بهمون بگن كه اشتباهي گاز انداختن. پشت سر حاجي راه افتاديم و باهاش رفتيم پيش همون لشگر مخ لس. از پشت نرده ها به يكي از ميليشاها گفت: "خسته نباشي پسرم" طرف يه نگاهي كرد و جوابي نداد، حاجيمون! پرسيد: "پسرم چرا گاز انداختيد، مگه از دستتون در نرفت؟" طرف هم جواب داد:"به تو ربطي نداره، برو اينجا نايست." حاجي عصباني گفت:‌ "يه سوال پرسيدم، چرا اينطوري جواب ميدي؟ فرمانده تو صدا كن ببينم!" فرمانده اش كه عقب تر ايستاده بود، به سربازش كه داشت باتومش رو در مياورد گفت:"كاظم نذار ك...شعر بگه، بزن تو دهنش!" كه ما حاجي بيچاره رو كشيديم عقب و... . حاجي غمگين و سرافكنده باهامون خداحافظي كرد و رفت. فكر نميكنم بازم رغبت كنه بره نماز جمعه.

شعارهاي نماز جمعه تهران، سه تا الله اكبر به جاي تكبير هميشگي

شعارهايي كه روز جمعه داده شد دامنه وسيعي داشت، تا اونجا كه يادم باشه اينجا مينويسمشون:

* جاي تكبير هميشگي مهموناي هميشگي نماز جمعه با 4 تا الله اكبر "موسويون" عوض شده بود.

* وقتي تقوي(رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه) داشت حرف ميزد، مردم كه از مزخرفاتش خسته شده بودن شعار ميدادن:"بسه ديگه دروغ گو اكبر هاشمي كو؟"

* وقتي بسيجي ها ميگفتن مرگ بر امريكا، مردم هم ميگفتن مرگ بر روسيه.

* همچنين بعد از مرگ بر اسرائيل، مردم ميگفتن: مرگ بر چين، مرگ بر چين، مرگ بر چين... بگو!

* مجتبي بميري رهبري رو نبيني.

* ما اهل كوفه نيستيم حسين تنها بماند.

* ما همه سرباز توايم موسوي، گوش به فرمان توايم موسوي

* هاشمي، هاشمي، سكوت كني خائني

* و بعد از خطبه ها: هاشمي، هاشمي، حمايتت ميكنيم.

* ما اهل كوفه نيستيم پول بگيريم بايستيم.

* محمود خائن، آواره گردي، خاك وطن را ويرانه كردي..... مرگ بر تو.

* برادر شهيدم رايتو پس ميگيرم.

* يا حسين، مير حسين و شعارهاي معروف قبلي.

۱۳۸۸ تیر ۲۶, جمعه

شاه هم به خاطر گرون شدن نفت انبارش پر بود و هر كاري ميخواست ميكرد

جمعه حدود 2 تا 3 مليون نفر به اطراف دانشگاه تهران اومدند تا نشون بدن كه ما تا آخرش هستيم. موسوي و رهنورد و كروبي و محمد رضا خاتمي و عبدالله نوري و محسن رضايي و ناطق نوري و خيلي هاي ديگه هم اومده بودن.

دوست داشتيم هاشمي به نفع ما حرف بزنه اما اگه نميزد هم براي ما فرق زيادي نداشت. ما ميخواستيم از اين فرصت براي خودنمايي استفاده كنيم و حرفمون رو بزنيم. اما حالا همگي خوشحاليم كه هاشمي هم حرفهاي ما رو زد. البته نه به صراحت ما، بلكه با ادبيات رئيس خبرگان و مجمع تشخيص مصلحت همين نظام. هاشمي عاقلانه ترين كار رو كرد. از اون طرف كه رونده شده، و زيرك تر از اينه كه كاري كنه از اين طرف هم مونده بشه.

جالب ترين حرف هاشمي براي من خاطراتي بود كه از زمان مبارزات قبل از انقلاب نقل ميكرد. گفت كه: "اون موقع نزديك به 30 سال طول كشيد تا مردم آگاه بشن. بعدش مردم چنان آگاه شدند که اونهایی که سنشون اقتضا میکنه میدونن مردم چطور تو خیابونها آمدن. همین خیابونهای پر از نیروهای حامی امام و مردم، کمر دولت بسیار مغرور و متکبر رژیم پهلوی رو که اون موقع از ارتجاع و شرق و غرب کمک می گرفت و بخاطر گرون شدن نفت هم انبار پولش پر بود هرکار میخواست می تونست بکنه ولی این مردم اومدن و آنچنان ابهت مردم اونهارو گرفت که ول کردن رفتن و ما اینجور پیروز شدیم."

هاشمي با اين حرفها قصد داشت به ما اميد بده، واسه همين هم گفت: "همه ي ما ضرر كرديم". هاشمي با اين حرفها ما رو به ادامه ي اعتراضاتمون هم دعوت كرد.

۱۳۸۸ تیر ۲۵, پنجشنبه

دو حديث در مورد ضرورت نماز جمعه+آداب!

نماز جمعه!!! چه جالب، وقتي به اين فكر ميكنم كه فردا قراره چه كسايي (از جمله خودم) بيان نماز جمعه از خنده روده بر ميشم!
از اونجايي كه نمازگزاران فردا يه سري گمراه و بي دين و منافق و مزدور انگليس و اسرائيل هستند كه ميان تا نماز بخونن! خواستم تا آموزشي در باب نماز جمعه بنويسم كه ديدم خودمم بلد نيستم! پس جستجويي كردم و در اين بين به چند تا حديث ناب برخوردم كه بسيار به جا و به موقع هستند. شايد اين حديث ها بعضي ها رو از دودلي در بياره.

رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

اگر مردم مى‏دانستند در اذان گفتن و صف اول جماعت ايستادن و صبحگاهان به نماز جمعه شتافتن چه سودهايى نهفته است، بر پشت كوهان شترها سوار شده به جستجوى آن مى‏پرداختند.

«وسائل الشيعه/ ج 5/ ص 3»


و در ضمن از هيچ چيز هم نترسيد، فوقش اينه كه با اسلحه كاليبر 6 شهيد بشيد كه:

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

در محضر خداوند براى شش گروه ضمانت‏بهشت نموده‏ام، يكى از آنان كسى است كه به قصد نماز جمعه از منزل خارج شده و در آن حال مرگ او فرا رسيده است.

«وسائل الشيعه/ ج 5/ ص 11»

و اما نحوه اقامه نماز جمعه:

دو ركعت است و مثل نماز صبح مى باشد. اين نماز داراى دو قنوت است . قنوت اول قبل از ركوع ركعت اول و قنوت دوم پس از ركوع ركعت دوم است . نماز جمعه داراى دو خطبه است كه مانند اصل نماز، واجب بوده و بايد توسط امام جمعه ايراد شود. بدون اين دو خطبه ، نماز جمعه محقق نمى شود و واجب است دو خطبه را قبل از نماز جمعه بخواند. البته وضو هم واجب است.

مستحبات نماز جمعه:
- شايسته است امام خطيب ، بليغ باشد و به تناسب اوضاع و احوال سخن بگويد و عبارات فصيح و روان به كار برد. مصالح اسلام و مسلمين را تشخيص بدهد. چنان شجاع باشد كه در راه خدا از ملامت و نكوهش ‍ احدى بيم به خود راه ندهد.
- مستحب است كه امام خطيب ، به چيزى از قبيل كمان و شمشير (اسلحه ) و عصا تكيه كند.
- مستحب است كه امام خطيب در هنگام موعظه، صداى خود را چنان بلند نمايد كه همه حاضرين مواعظ او را بشنوند. در مجامع بزرگ نيز توسط بلندگوها به خطبه بپردازد تا تشويق و تحذير و مسائل مهمه را به گوش همگان برساند.
- مستحب است كه امام جمعه محرمات(دروغ و كودتا) حتى مكروهات را ترك نمايد.

۱۳۸۸ تیر ۲۱, یکشنبه

مهسا امر آبادي هم بارداره و داره شكنجه ميشه، گناهش اينه كه مصري نيست!

در حالي كه صدا و سيماي كودتا و سايتها و روزنامه هاي زنجيره اي كودتاچيان مشغول ريختن اشك تمساح براي زن باردار مصري هستند، زن باردار ايراني اي هم تو زندان ايران فقط به خاطر عقايدش داره شكنجه ميشه و چه بسا همين روزها او هم ... (نه! خدا نكنه!). اين كه اون خانم محجبه مصري بي گناه بوده و بسيار فجيع كشته شده شكي نيست. هر انسان آزاد بيني اينو تاييد ميكنه. اما هر انساني هم تاييد ميكنه كه نبايد يه زن باردار(مهسا امرآبادي، خبرنگار اعتماد ملي) فقط به دليل اين كه عقايد مخالف با ما داره تو زندان شكنجه بشه.

اين برادران ا.ني (ا.ن.اي) كه دارن از اين قتل سو استفاده ميكنن يادشون نره كه برعكس خودشون مردم گوشهاي كوتاهي دارن. كسي كه هموطن باردار يا بيمار و كم توان(حجاريان عزيز) خودشو زنداني و شكنجه ميكنه، نميتونه تظاهر كنه از كشته شدن يه زن مصري ناراحت شده. اونها فقط قصد دارن با اين خبر جنجالي راه بياندازند كه خبرهاي مهم داخلي كم رنگ بشن.

مگر نه مهسا امر آبادي هم بارداره و داره شكنجه ميشه، اما گناهش اينه كه مصري نيست!

۱۳۸۸ تیر ۱۲, جمعه

موسوي،كروبي و خاتمي: اين دولت برآمده از كودتا مشروعيت ندارد

شورای نگهبان همون طور که کاملا پیش بینی میشد بازی بزرگ 22 خرداد رو تایید کرد. انتخاباتی که به گفته خیلی از بزرگان به کودتا بیشتر شبیه بود. عوامل این کودتا با بیشترین هزینه ممکن سعی کردند تا ا.ن رئیس جمهور بمونه. ا.ن موند اما آبرویی برای نظالم نموند، چه بین مردمش و چه بین مردم و دولتهای جهان.

تازه ترین نمود فروپاشی این امپراطوری دروغ، باز پس گیری دعوت اجلاس دو سالانه اتحادیه‌ آفریقا از ا.ن بود. به ابعاد این موضوع وقتی توجه کنید که در مدت چهار سال گذشته بیشترین تطمیع آفریقاییها توسط ایران صورت گرفت.

به غیر از این، توجه به نام و مشی کشورهایی(حدود 10 – 15کشور) که به ا.ن تبریک گفتن هم جالبه! و همه اینها نشانه ی مشروعیت نداشتن دولت دهم چه تو ایران و چه خارج از ایرانه.

موضع موسوی و کروبی و خاتمی هم همینه. البته گفته های این سه نفر بعد از تایید کردن کودتا توسط شورای نگهبان از جهات دیگه ای هم میتونه جالب باشه.

قسمتهایی از بیانیه نهم رئیس جمهور محبوب، میرحسین موسوی: « اكثريت جامعه مشروعيت دولت را نمي پذيرد / امنيت نظام در گرو بازسازی اعتماد مردم است/ راهی غيرقابل عبور را پشت سرگذاشته ايم/ برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد/ از این هویت خود فاصله نگیریم/ مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم/ اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد/ هیچ‌کس نباید صدمه ببیند/ راه ‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است/ پیروزی ما در گرو وحدت، معاضدت و پیوند با یکدیگر است/ گمان خامي است كه فرجه اي براي اعتراض باقي نمانده است/ نباید هیچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود/ مسئله انتخابات مسئله شخصی من نبود و نیست/ نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شده مردم معامله یا مصالحه کنم»

بیانیه نهم موسوی، نامه کروبي و سخنرانی قابل توجه خاتمی رو حتما بخونيد.

۱۳۸۸ تیر ۹, سه‌شنبه

آشوبگران بسیج نبودند، لباس بسیج داشتند!

این روزها چقدر جوک میشنویم! بی شرمانه دروغ خنده دار میگن، طوری که به جای خندیدن حالت تهوع بهمون دست میده. همین امروز دو تا خبر شنیدم که داشتم شاخ در میاوردم!
امروز خبر 20 از قول یه نفر که متوجه نشدم کیه یه اکتشاف جدید رو فاش کرد. میگفت گروهی از اراذل و اوباش لباس نظامی و بسیجی میپوشیدند و در اغتشاشات اخیر به مردم تعرض میکردند. بلافاصله بعدشم گفت تعداد زیادی اسلحه توسط گروههای مشکوک به کشور وارد شده!
که اینطور...! پس این همه وحشی گری و کشتار مردم کار این اراذل و اوباش بود. البته شکی نیست که اینطور بوده!
این روزها که کم کم فیلم ماجراهای اخیر بین مردم پخش میشه و عوامل اغتشاشات برای همه مشخص میشه، خنده دارترین سناریو رو طراحی کردن که بگن اینها بسیجی نبودن، اینا نفوذی بودن!
جوک دوم اینکه یه قاتل حداقل 50 نفر رو کشته بود. اما از شانس بدش فیلم یکی از کشته هاش سر و صدای زیادی کرده بود و براش گرون تموم شده بود. امروز شنیدم همون قاتله به خونخواهی مقتولش بلند شده و میگه قاتلشو پیدا کنید!

۱۳۸۸ خرداد ۲۹, جمعه

آيت الله موسوي اردبيلي: دست بردن در آرا حرام است

هر كاري تونستم كردم، مطمئنم خيلي ها هم هر كاري تونستن كردن، اما... ! بعد ها خاطرات زيادي كه از اون روزها دارم رو مينويسم.
نميخوام و نميتونم ببينم كه آدم هايي شبيه طالبان كشورم رو اداره كنن. ميدونم ميدونيد اما بگم كه اگه اين روزها بگذره، اگه بگذره ديگه براي هميشه تمومه ها! براي هميشه بايد طالبان رو تحمل كنيم. من يكي كه نميتونم!
قبل از انتخابات استفتائي رو براي چند تن از مراجع تقليد فرستادم، پاسخ همگي يه چيز بود منتها با لحن هاي متفاوت، پاسخ آيت الله موسوي اردبيلي رو ميبينيد:
سوالات:
1- استفاده از اموال عمومي و امكانات دولتي نظير روزنامه ها و صدا و سيما و سايتها و ... براي تبليغات انتخاباتي چه حكمي دارد؟
2- دست بردن در آرا مردم در انتخابات به قصد انتخاب كانديداي اصلح چه حكم ديني دارد؟

اين روزها با وجود خبرسازي هاي صدا و سيماي ميلي و فيلتر بودن 99 درصد سايتهاي درست و حسابي، بيشتر از هر چيز ديگه اي به اينترنت آزاد احتياج داريم.
تو كادر سمت چپ وبلاگم، با عنوان "اينترنت آزاد" سايتهايي رو براي عبور از اين سدسازي هاي شرم آور و خنده دار معرفي ميكنم. سعي ميكنم به روزش كنم. شما هم اگه سرغ داشتيد معرفي كنيد.

۱۳۸۸ خرداد ۱۱, دوشنبه

فیلم احمدی ن ژ ا د بازیګر داشت نه فیلم میرحسین

خبرگزاري فارس مدتهاست به عنوان يكي از مراكز دروغ پراكني دولت نهم شناخته ميشه. ديشب بعد از پخش فيلم ميرحسين، خبر ديگه اي رو دور هم ساختن و تو دهها سايت زنجيروارشون منتشر كردن. تو فيلم ميرحسين زني بود كه با ميرجسين درد و دل ميكرد. اون خانم از پخش راحت مواد مخدر شكايت ميكرد و از ميرحسين ميخواست بچه اش رو از دام اعتياد رها كنه. صحنه ي تاثير گذاري بود. براي همين خبرگزاري(!) فارس(!) به دروغ گفت كه اين خانم بازيگر بوده و صحنه ساختگي.
بگذريم از اينكه اين دروغ خيلي واضح بود و خود اون خانم و مجيد مجيدي و نماينده بابل تكذيبش كردن، اين دروغ سازي نوعي فرار به جلو بود. چون:
دو موتور سواري كه تو فيلم احمدي ن كنار اتوبوسش حركت ميكردن و ميگفتن: «آقاي احمدي ن ما شعاراي شما رو باور كرديم و بند كفشمون رو بستيم و...» دو تا از بازيگراي محلي استان هرمزگانند و تا حالا چند تا فيلم از اونها تو شبكه همين استان پخش شده. یکی از این دو تا موتورسوار «اسماعیل آذربخت» بازیگر دو مجموعه تلویزیونی «شو بندر» و «شو وا شو» است که از زمان افشا شدن بازیش تو فیلم انتخاباتی احمدی‌ ن، تلفن همراه خودش رو خاموش کرده.
به دليل افشا شدن اين مساله سايتهاي دولتي و در راسشون فارس نيوز دست پيش گرفتن تا پس نيوفتن! اين گونه شد كه اين تهمت رو به مجيدي و اون خانم 51 ساله آسيب ديده از دولت زدن.

۱۳۸۸ خرداد ۹, شنبه

رئيس جمهور صادق!

امروز دوستم صفحه اي از روزنامه جام جم رو نشونم داد و گفت ببين احمدي مقدم گفته طرح گشت ارشاد تو دولت خاتمي تصويب شده. بهش گفتم دروغه! گفت بابا مگه الكيه رئيس نيروي انتظامي تو يه روزنامه رسمي دروغ بگه؟

گفتم آره كه الكيه! باجناق همين آقا كه اتفاقا رئيس جمهوره، تو تلويزيون رسمي كشور آمار غلط ميده. همين رئيس جمهور(آقاي مردمي نژاد) تو صدا و سيماي ميلي رخدادي كه فيلم و عكسش تو همين اينترنت فراوونه رو تحريف ميكنه. حالا رئيس نيروي انتظامي كه جاي خودش!

توضيح اينكه آقاي پرزيدنت چند روز پيش تو برنامه تلويزيوني خودش آماري رو از اقتصاد داده كه...! واقعيت اين آمار رو تو اين لينك ببينيد.

حالا اون هيچي. اين آقاي صادق و راستگو براي دومين بار يه داستان احساسي رو تعريف كرد! رئيس جمهور راستگو كه داشت تو راديو حرف ميزد گفته چند سال پيش داشتم تلويزيون نگاه ميكردم كه ديدم رئيس جمهور ما (محمد خاتمي) به فرانسه رفته و شيراك به ايراني ها بي احترامي كرده و حتي براي استقبال از خاتمي تا پايين پله ها هم نيومده! ... خودتون حرفاشو بخونيد بهتره، من موقع نوشتن اين حرفا يه جوري ميشم!

اما اين در حاليه كه علاوه بر سان نظامی، ژاک شیراک رییس جمهور وقت فرانسه برخلاف پروتکل رسمی این کشور برای استقبال از خاتمی از پله ها پایین اومد و خاتمي رو در آغوش کشید. اين اتفاق حتي خود فرانسوي ها رو هم متعجب كرده بود. عكسها و توضيح بيشتر رو هم اينجا ببينيد.



آقاي پرزيدنت راستگو يادش رفته كه بعضی ها را در رم اصلا به استقبالشان که نمی روند هیچ مهمانی شام هم دعوت نمی کنند و پاپ هم دعوت ملاقاتشان را رد می کند در جای دیگر دماغ دلقک می زنند بهش و جایی زیر پرچم مجعول می نشیند و مضحکه اعراب می شود و جایی بعد اولتیماتوم 24 ساعته تونی بلر ملوان آزاد می کند و جایی رکسانا جان برایش عزیز می شود و این ها همه عزت است مگر نه ؟

۱۳۸۸ خرداد ۶, چهارشنبه

برخورد اتحاديه ها با مغازه داران طرفدار موسوي

احمدي جان، با اين كارها نميتوني جلوي اراده مردم رو بگيري! اگه مردم بخوان يه كاري رو كنن تو نميتوني با قدرتت جلوشون وايستي. ما كه عادت كرديم به كارهاي غير قانونيت. دو هفته پيش بود كه اصناف رو دو ماه زودتر دورت جمع كردي تا تبليغ كني. همون موقع گفتم اين فقط تبليغ نخواهد بود. حالا به حرف خودم رسيدم.

امروز كه با چند تا مغازه دار حرف ميزدم و ميپرسيدم چرا عكس مير حسين رو برداشتيد، جواباي جالبي شنيدم. ميگفتن از طرف اتحاديه اومدن و گفتن حق چسبوندن تبليغات رو نداريد! اين اتفاق براي املاك و مشاورين مسكن، سوپر ماركت ها و قصابي ها رخ داده. در ضمن همه اونا از طرف اتحاديه هاشون كارت داشتن.

جالب ميشه وقتي به اين توجه كنيم 99 درصد مغازه هايي كه عكس و پوستر كانديدايي رو پشت شيشه هاشون زدند، طرفدار ميرحسين اند.

خلاصه اينكه محمود جان، بچرخ تا بچرخيم!

۱۳۸۸ خرداد ۳, یکشنبه

دوازدهمين سالگرد دوم خرداد در سالن دوازده هزار نفري آزادي!

ديروز، استاديوم 12 هزار نفري آزادي، 20 هزار نفر، خاتمي، رهنورد، شعار، فرياد، تصوير ميرحسين و... همه دور هم جمع شده بوديم تا دوازدهمين سالگرد حماسه دوم خرداد رو جشن بگيريم. شخصيت هاي بزرگ و معروفي مثل داريوش مهرجويي، كيومرث پور احمد، بهاره رهنما، ليلي رشيدي، پگاه آهنگراني، حنا مخملباف، علي صادقي، سهيل محمودي و...(هنرمندا)، همسر شهيد رجايي، پدر شهيد جهان آرا، خانواده شهيد همت، باكري و... شنبه عصر اومده بودن تا حمايت خودشون از خاتمي و موسوي رو اعلام كنن. گزارش مراسم رو لينك ميكنم و تو ادامه مطلب ميگذارم. اما نكات جالبي كه اين مراسم داشت رو نميشه نوشت. بايد ميبوديد و اون حس و حال رو لمس ميكرديد.



شعارها:

_ "دولت سيب زميني، نميخوايم، نميخوايم."

_"20:30 حيا كن، اصلاحاتو رها كن"

_ "نصر من الله و فتح القريب، مرگ بر اين دولت مردم فريب."

_ "درود بر خاتمي، سلام بر موسوي" گاهي:"دورد بر خاتمي" و گاهي:"درود بر موسوي"

_ "مرگ بر ديكتاتور!"

_ "وزير فرهنگ ما، ننگ ما، ننگ ما"

_ "احمدي حيا كن، رجايي رو رها كن"

_ "دولت سيب زميني، اه اه اه اه اه اه"

چون مراسم تو استاديوم بود و خودش جو ايجاد ميكرد، و از طرفي دختراي بيچاره براي اولين بار به استاديوم ميومدن، پسرا سنگ تموم گذاشتن و جو رو گاهي استاديومي كردن:

_ موج مكزيكي كه همه كشته مردش بودن بخصوص دخترا!

_ "محمود تيمتو بردارو برو!"

_ "لا لا لاي لاي لا لاي لا لاي، به لطف يزدان و بچه ها، ميرحسين قهرمان ميشه!"

_ " ميرحسين موسوي تو پينه دوزي، مملكت پاره شد بايد بدوزي!"

_ " روبرو آماده باش!"

_ تيممو تيممو تيممو تيمم اين بود تيمت؟ ....!"

خدا خيرش نده! يه موجودي(چيزي بين گربه و آدم) پشت سر ما نشسته بود كه هي جيغ ميزد! به غير از ناراحتي هاي عصبي و تيك، كلي هم ترسيدم. شايد باورتون نشه اما ما كه روبروي جايگاه بوديم، يكبار با صداي جيغش، افرادي كه نزديك جايگاه نشسته بودن هم صداشو شنيدن!

نكته: امروز ديدم رجا نيوز نوشته بود ميرحسين براي آوردن مردم به اين مراسم اتوبوس فرستاده. اولا كه اين مراسم از طرف اصلاح طلبان و خاتمي برگزار ميشد، دوما اين اتوبوسها اجاره نشده بود و رايگان نبود. به طوري كه من و دوستام كه تا ميدون آزادي با اين اتوبوسها اومديم نفري 200 تومان كرايه داديم.



گزارش كامل اين مراسم رو اينجا بخونيد



۱۳۸۸ خرداد ۲, شنبه

ساقه ياس نو رو با تبر زدن

قصد داشتم كمتر سياسي بنويسم. اما مگه ميذارن؟!

ياس نو مون بعد از پنج سال تازه از خاك بيرون اومده بود كه سعيد مرتضوي با تبر سياهش ساقه شو زد.

صدا و سيماي ميلي ما اين روزها رو با هفته دولت اشتباه گرفته. بجز هزارتا مصاحبه و آمار سازي براي تبليغ دولت، هر روز يه گزارش براي كوبيدن اصلاح طلبان پخش ميكنه.

احمدي نژاد بي شرمانه از پول مردم براي تبليغاتش استفاده ميكنه. كسي كه هر دوماه يكبار به سفر استاني(سفر تبليغاتي) ميرفت. حالا تو ماه ارديبهشت چهار سفر استاني رفته. اما اين سفر ها بيش از هميشه تبليغاتي بود. دقيقا مثل كارناوال هاي تبليغاتي!

احمدي نژاد بي شرمانه پول پخش ميكنه. شنيده شده مسئولين ستادش تو شهرستانها خونه به خونه در ميزنن و ميپرسن: شما به احمدي نژاد نامه داديد؟ جالبه چه داده باشن و چه نه به هر كدوم يه تراول 50 هزار توماني ميبخشن(از پول نفتي كه ملي شده!). جالب تر اينجاست بهشون ميگن اگه احمدي نژاد انتخاب بشه 80 هزار تومان ديگه هم ميگيريد.

احمدي نژاد يه ماه مونده به انتخابات تمام حقوق ها رو افزايش داده. حقوق معوقه جانبازان و بازنشسته ها رو با تاكيد اينكه: "به دستور رئيس جمهور پرداخت شده" ميدن.

امام جماعت هاي مساجد هم مشغول انجام وظيفه اند. اونا وظيفه دارن مردمي كه براي عبادت به مسجد ميان رو ارشاد كنن كه به احمدي نژاد راي بدن. كاش حداقل دلشون به دين خودشون بسوزه كه تو اون لباسها از هيچ تهمتي به ميرحسين موسوي ابايي ندارن.

بسيج،اين يكي رو ولش كن بزار هر كاري ميخواد بكنه چون همش تاثير برعكس داره. فقط كاري كنيم كه روز راي گيري براي كمك به پيران بي سواد به جاي موسوي ننويسن احمدي نژاد.(پير مردان و زناني كه سواد ندارن و براي انجام وظيفه! ميان راي بدن به افراد حاضر ميگن اسم يه نفر رو تو برگه بنويسيد. حالا چه بگن موسوي و چه بگن هر كي رو ميخواي! بسيجي ها مينويسن: احمدي نژاد! خودم بارها ديدم)

اما چيزي كه داره اميدوارم ميكنه ترس همين جماعت از موجي كه پشت موسوي داره اوج ميگيره.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۷, یکشنبه

تو چرا پر رو نيستي

حدود دو ماه هست كه جايي مشغول به كارم، چند روز پيش داشتم با نظافتچي اونجا حرف ميزدم، يادم نيست در مورد چي.
يك دفعه وسط حرفامون حرفمو قطع كرد و پرسيد:«دانشگاه رفتي؟!»
تعجب كردم و گفتم:«آره الان دانشجو هستم، چطور مگه؟!»
گفت:«اگه دانشگاه رفتي پس چرا پر رو نيستي؟!»
گفتم:«مگه بده خوب؟! حتما بايد پر رو باشم؟!»
گفت:«تو اين زمونه اگه پر رو نباشي سرت كلاه ميره!»
با حالت پشيموني گفتم:«تا الان فكر ميكردم پر رويي بده! يعني نميشه پر رو نبود و سرم هم كلاه نره؟»
گفت:«نه! سرت كلاه ميره! زمونه عوض شده!»

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۶, شنبه

شروع، اين بار از چپ

طبق معمول مدتها بود كه از وبلاگم خسته شده بودم، انگار يه جور عادت شده برام عوض كردن وبلاگ!
اما اين بار تصميم گرفته بودم از ميهن بلاگ دل بكنم، آخه جزو اولين نويسنده هاش بودم
به علاوه شنيده بودم سرويس هاي داخلي امنيت نداره و ميخواستم به بلاگر بيام، چون از وردپرس هم خوشم نميومد
نهايتا فيلتر شدن وبلاگم، منو به بلاگر رسوند.
اين بار ميخوام يه جور ديگه بنويسم... از چپ! شايد بهتر نباشه اما ميخوام...