۱۳۸۹ دی ۱۸, شنبه

قدیس پرستی ایرانیان


به نظر من اصولا تفاوتی بین انسانها نیست. در کل همگی بدنهای شبیه هم دارند و از لقاح بین اسپرم و تخمک به وجود می آیند. هر کس هم طرز تفکری دارد که تفکرش (نه خودش) میتواند مورد قبول جمع باشد یا نباشد. حرفم این است که اگر شخصی نسبت به بقیه موجودات برتری دارد تنها از تفکر او نشات گرفته نه رنگ و نژاد و خانواده و ... . همان طور که در قرآن نیز برترین افراد با ایمان ترین آنان شناخته میشوند. این ایمان میتواند ایمان(اعتقاد و عمل) به هر چیز خوبی از جمله  آزادی و عدالت و ... باشد.
هدفم از این فلسفه بافی گفتن چند مطلب در مورد مرگ شاهپور پهلوی پسر کوچک محمد رضا پهلوی ست.
من اصلا قضاوتی در مورد حکومت سابق و حکومت فعلی ندارم که بخواهم از پادشاه یا همان رهبر هر کدام تعریف یا بدگویی کنم.
حرف من با کسانی ست که بعد از مرگ آقای شاهپور پهلوی شروع به تعریف و تمجید از او کردند. البته که تعریف اشکالی ندارد. اما اگر این مدح گویی بر اساس تعریف از جایگاه خانواده پهلوی در بین بقیه انسانها باشد، اگر براساس فرض حکمرانی (یا همان ولایت معنوی در فقه شیعی) این خانواده بر ایرانیان باشد، اگر همراه با لقب خاصی همچون شاهزاده (یا آقازاده) باشد و اگر هرگونه برتری برای وی نسبت به دیگران در نظر بگیرد اشکال دارد. اشکال آن نیز همان یکسان بودن انسانها منهای تفکر آنهاست.
البته ما ایرانی ها از هزاران سال پیش تا همین روزها عادت کرده ایم برای برخی برتری هایی غیر منطقی در نظر بگیریم.

پ ن1: مرگ این مرحوم رو به نزدیکانشون تسلیت میگم و از 20:30 ابراز انزجار میکنم که از مرگ یه نفر ذوق زده میشه.
پ ن2: عزیزای بالاترینی، وبلاگستانی، گودری و فیس بوکی، تو رو به هر چی اعتقاد دارید دچار روزمرگی نشید، به خدا اونقدر مساله مهم داریم که نباید وقت همدیگه رو برای اتفاقات ناچیزی مثل ساخته شدن یه طنز و ... بگیریم.

هیچ نظری موجود نیست: